احتجاج با رئيس قوه
مجريه
نامه به رئيس جمهور، مرداد 1385، چند
روز بعد از تعطيلي جلسات ايشان كه با تهديد به قتل عام صورت گرفته بود.
آقاي دكتر محمود احمدي نژاد
رياست محترم جمهور
سلام
همانطوري كه مستحضر ميباشيد قوام هر حكومتي به عدل است
كه نبيّ مكرّم فرمود: الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظّلم، و دليل عمدهي
فروپاشي ابرقدرت شرق كه فينفسه عامل ترس و وحشت براي ناتو بود، ستمكاري مسئولين
امورش بود.
تاريخ هميشه از استبداد بنياميّه و بنيعبّاس، گزارشات
جاودانه دارد، و نيل به اين مهم كه ادامهي
مظالم فعلي، آخرين شانس براي اعتبار دينداري در ايران و تشيع در جهان را منتفي ميكند
و احاديث نبوي را تجلي ميدهد كه فرمود در قبل از ظهور، مساجد به دست مسلمين خراب
گردد و آثار مذهب از بلاد مؤمنين برود و خبري از عبوديّت و تقوي نشود، زنگ خطر را
به هر وجدان بيداري استماع ميدهد كه نبايد در برابر فعل و انفعالات مخرّب و منفي،
ساكت نشست.
درد اصلي كه بايد رديابي شود، استبداد است كه زير لواي
اسلام به احراز مقاصد شخصي ميپردازند و اهل بيت را سپر خود ميكنند و قرآن را
هزينة نيّات سليقهاي و خصوصي خود ميگردانند.
در ردههاي مختلف حكومتي، دوستان از خودراضي كه بايد ايشان را لشكريان كودتا بر عليه منافع دين و ملت
ناميد، به مرور با تشديد فشارها باعث ازدياد نارضايتي عامّه ميشوند و جان اكثريّت
را به لب ميرسانند.
يكي از مصاديق اين سركوبها، برخوردهاي مغرضانه با بنده و پدر
اين جانب است، والد راحلم از مجتهدين پايتخت
بودند كه در زمان شاه، انتشارات مقدس نور را در معرفت اهل بيت پايهگذاري كردند و
به حدّي در تبليغ ائمّة الهداة المهديّين كوشيدند
كه در بين فقهاء عصر، شاخصي بزرگ در نقد تحقيقي دكتر علي شريعتي گرديدند و او در
كتاب تشيّع علوي و تشيّع صفوي، صفحات بسياري را در نقد ايشان قرار داد و او را در
كفّه علّامه مجلسي نهاد.
با آن فرزند بيست و ششم امام سجّاد، كاري كردند كه آن
سيّد زاهد را خانهنشين نمودند و در يك مرگ ناگهاني و غير طبيعي، دار فاني را
توديع كرد و آنگاه آثار اين رجل ديني را يكي پس از ديگري، نابود نمودند و اكنون
جوّ ملتهبي را براي پيروانش ايجاد كردهاند.
با بنده كه گناهم محبوبيّت مردمي است نيز تا توانستند
ستيز نمودند. مسجد همّت آباد منيريّه را كه در سال 58 از ناحيه مرجع وقت آيت
الـلّه گلپايگاني، دريافت كرده بودم و با ايثار تمام، احياء كردم و آباداني معنوي
و نفساني دادم بعد از هفده سال نامردانه گرفتند و مزد زحمات طاقتفرسا را زندان و
آزار و اذيّت دادند.
اكنون نيز براي چندمين بار فعاليتهاي مذهبي مرا تعطيل
كردند و مرا تهديد كردهاند كه اگر جلسهاي برگزار كني، آنرا به خاك و خون خواهيم
كشيد!
آيا مزد زحمات اين سيّد مظلوم كه بدون حمايتهاي احزاب، سياستمداران، بازاريان و رسانههاي جمعي ميتواند دريائي از
گرفتاران و دردمندان و همچنين دور شدگان از توحيد را زير پرچم وحدانيت جمع كند،
اين است!؟ حاشا و كلاّ، كه قدر مجاهدتهاي شبانهروزي
را اينگونه بدهند!
آقاي رئيس جمهور، با آنكه جلسات بزرگي را در مقياس بينظير
اداره كردهام و علاقمندان بسياري در سطح كشور دارم ولي حاضر نشدم تا در انظار
عمومي مصيبتهائي كه بر من وارد شد را بيان كنم و باعث تحريك مردم شوم و جو اغتشاش
و التهاب را ايجاد كنم فلذا بررسي جدّي و فوري سركار عالي را خواستارم قبل از
اتمام وقت و سپري شدن فرصت و بروز فجايع احتمالي.
سيّد حسين كاظميني بروجردي