نامه ای به مرجع ديني و غير سياسي شيعه،
آيت الله العظمي آقا سيد علي سيستاني
حضور محترم مرجع واصل و فقيه عامل و مجتهد رافض و زعيم
جامع الشرايط
حضرت آيت الـله العظمی آقا سيد علي سيستانی
، اطال الـله برهانه
سلام عليكم
نمیدانم شناخت شما از حقير، چه مقدار است،
،پدر پنجم بنده
علامه مقدس کاظمی (آقا سيد محسن اعرجي بغدادی) است و طبق اسناد كتب رجال و
انساب، با بيست و هفت پشت به امام سجاد، حضرت زينالعابدين میرسم. پدرانم
تماماً از رهبران دينی و پيشوايان مذهبی بودهاند و آنچه كه به اين
فرزند رسول الـله رسيده، تعصب به دين و معنويت و وطن است و غيرت به اجداد كرام و
دفاع از آباء عظام.
بيش از 30 سال است كه در كسوت روحانيت قرار دارم، 15 سال
است كه در منصب تبليغ از فرهنگ مذهبي در برابر مهاجمين اجنبی، با جان و مال
و تمام هستيام دفاع نمودهام و با جهاد زبان و قلم و در محور منبر و محراب، از
عرصه تمدن رسولان سرمدي حمايت كردهام و ميليونها نفر را به حوزه عبوديت و معنويت
آوردهام، و اكنون در زندان مدعيان تشيع علوي اسيرم! و اهل و عيالم بيخانمانند!
به عنوان اتمام حجت به آن وارث علوی، معروض
میدارم كه گناه اينجانب، كثرت جمعيت در مجالس تدريس و نيايش است به گونهای
كه در عكس و فيلم ديده میشود، و در آخرين مجلس كه در عزای مادرمان
فاطمه زهرا، در بزرگترين استاديوم ورزشی كشور منعقد گرديد، قريب به يكصد
هزار نفر بدون ابلاغ رسانههاي عمومی، گرد آمدند كه فینفسه از معجزات
باهره اجدادی است و طی دو ساعت
برنامه كه به دست حقير اجرا گرديد، امواج بزرگ و بینظيری در وجود زن
و مرد حاضر، پديد آمد كه در خداگرائی و اسلام خواهی، اثرات بلندمدت و
جاودانهای داشت، ولی علماء درباری خيال باطل كردند و تصور
حكومتخواهی نمودند و اين ذرييهي زهراء را به غل و زنجير انداختند و
خانوادهام را آواره كردند و منزل مسكونی بنده را با اموال و اثاثيه، مصادره
نمودند.
اكنون به شما كه جانشين آيت الله العظمي خوئی
هستيد، عارض هستم كه اگر دستم را نگيريد و دادم را نستانيد و فريادم را پاسخ
ندهيد، در وقت ظهور با شما احتجاج خواهم كرد و در محضر ربوبی، به وقت حشر،
محاجّه مینمايم.
ای رهبر شيعی، جرم بنده دلسوزي براي مردم
بيچاره و گرفتار و دردمند بوده و من، امتداد فرياد پداران معصومم ميباشم كه
میگفتند: انا مظلومون و مجروحون و محكومون.
با سپاس ، سيد
حسين كاظمينی بروجردی ، زندان اوين